ترجمه "Motte" به فارسی

بید, پروانه, بيدها بهترین ترجمه های "Motte" به فارسی هستند.

Motte noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بید

    noun

    Also wenn die Motte wirklich als Motte schlüpft,

    و بعد وقتی که بید واقعا به شکل بید در میآید،

  • پروانه

    noun

    Wenn man unvorsichtig ist, ist man wie eine Motte im Licht.

    بي دقت آمدن ، مانند آمدن پروانه به سمت شعله است.

  • بيدها

    Die Motten sind bestimmt jetzt gerade bei der Arbeit.

    اون بيدها احتمالا همين الان مشغول سوراخ کردن قاليچه ها هستند

  • ترجمه های کمتر

    • روپالوسرا
    • لپیدوپترا
    • مته
    • پروانهها
    • پولكبالان
    • پولکبالیان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Motte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

motte
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بيدها

    Die Motten sind bestimmt jetzt gerade bei der Arbeit.

    اون بيدها احتمالا همين الان مشغول سوراخ کردن قاليچه ها هستند

تصاویر با "Motte"

اضافه کردن

ترجمه های "Motte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه