ترجمه "Mundharmonika" به فارسی

ساز دهنی, سازدهنی, سازدهنی بهترین ترجمه های "Mundharmonika" به فارسی هستند.

Mundharmonika noun Noun feminine دستور زبان

Fotzhobel (bayr., österr.) (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساز دهنی

  • سازدهنی

    Musikinstrument

    Panbanisha freut sich beim Spielen der Mundharmonika, bis Nyota, jetzt ein Jahr alt, sie ihr stiehlt.

    پمبنیشا از نواختن سازدهنی لذت می برد. تا اینکه نیوتا که حالا یک سالش شده است آن را می دزدد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mundharmonika " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mundharmonika
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازدهنی

    Panbanisha freut sich beim Spielen der Mundharmonika, bis Nyota, jetzt ein Jahr alt, sie ihr stiehlt.

    پمبنیشا از نواختن سازدهنی لذت می برد. تا اینکه نیوتا که حالا یک سالش شده است آن را می دزدد.

تصاویر با "Mundharmonika"

اضافه کردن

ترجمه های "Mundharmonika" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه