ترجمه "Musiker" به فارسی

خنياگر, موسیقیدان, موزیسین بهترین ترجمه های "Musiker" به فارسی هستند.

Musiker noun masculine دستور زبان

Musikus (scherzh. altertümelnd) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنياگر

  • موسیقیدان

    noun

    کسی که آهنگ میسازد ، ساز میزند

    Wie jeder erfahrene Musiker weiß, muss man fleißig üben, um schöne Musik erklingen zu lassen.

    همانطور که هر موسیقیدان فاضل میداند، آهنگ زیبا به تمرین زیاد نیازمند است.

  • موزیسین

    Aus ihm ist ein großer Musiker geworden.

    او موزیسین عالی ای شد.

  • ترجمه های کمتر

    • موزیکان
    • نوازنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Musiker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

musiker
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوازنده

    noun particle

    Sie haben ja selten mit Musikern zu tun.

    ميدونم که هر روز با نوازنده ها سر و کار نداريد.

عباراتی شبیه به "Musiker" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Musiker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه