ترجمه "Muskel" به فارسی

ماهیچه, عضله, عضلات بهترین ترجمه های "Muskel" به فارسی هستند.

Muskel noun masculine دستور زبان

Organ, das aus kontraktilem Gewebe aufgebaut ist und andere Organe (z. B. Knochen) bewegt

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیچه

    noun

    ماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند

    Sie sind nicht schädlich, sie haben einfach den Muskel repariert.

    این برای ماهیچه مضر نیست و تنها باعث ترمیم ماهیچه ها می شود.

  • عضله

    noun

    Könnte ich nur meine eigenen Muskeln so schnell aufbauen.

    آرزو میکردم که میتونستم عضلات خودم را به این سرعت بسازم

  • عضلات

    Könnte ich nur meine eigenen Muskeln so schnell aufbauen.

    آرزو میکردم که میتونستم عضلات خودم را به این سرعت بسازم

  • ترجمه های کمتر

    • ماهيچه
    • ماهیچهها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Muskel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

muskel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضلات

    Könnte ich nur meine eigenen Muskeln so schnell aufbauen.

    آرزو میکردم که میتونستم عضلات خودم را به این سرعت بسازم

تصاویر با "Muskel"

عباراتی شبیه به "Muskel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Muskel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه