ترجمه "Mutter" به فارسی
مادر, مامان, مادَر بهترین ترجمه های "Mutter" به فارسی هستند.
Mutter
noun
feminine
دستور زبان
deine arme alte Mutter (halb-scherzhaft) (umgangssprachlich) [..]
-
مادر
nounوالد مؤنث
Ich habe die beste Mutter auf der Welt!
من بهترین مادر دنیا رو دارم.
-
مامان
noun feminineMutter sagte oft, dass Zeit Geld ist.
مامان اغلب می گفتند، که وقت پول است.
-
مادَر
-
ترجمه های کمتر
- والده
- مادرها
- اثرات مادري
- مادري
- مهره
- والدين ماده
- ويژگي مادري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mutter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mutter
-
مادرها
Die meisten Mütter werden es schwer haben, das zu verstehen.
بيشتر مادرها در درک اين سختي ميکشند فکر کنم منم درک نميکنم
تصاویر با "Mutter"
عباراتی شبیه به "Mutter" با ترجمه به فارسی
-
آنه سوفی موتر
-
مادر ترزا
-
رفتار مادری
-
قطعات جايگزين · قطعات یدکی
-
توانایی مادرانگی · رفتار مادری
-
کس
-
مادر ویسلر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن