ترجمه "Napalm" به فارسی

ناپالم, nāpālm, بمب ناپالم بهترین ترجمه های "Napalm" به فارسی هستند.

Napalm

milit. Brandmittel [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپالم

    Hochentflammbare, zähe Substanz.

    Das Napalm brennt hier ziemlich gut.

    ناپالم در این تصویر به خوبی می سوزد.

  • nāpālm

  • بمب ناپالم

    Brandwaffe

    mit den Opfern des Krieges: ein kleines Mädchen von Napalm verbrannt,

    قربانیان جنگ مواجه می کرد، مثل عکس این دختر کوچکی که با بمب ناپالم سوخته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Napalm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

napalm
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بمب ناپالم

    mit den Opfern des Krieges: ein kleines Mädchen von Napalm verbrannt,

    قربانیان جنگ مواجه می کرد، مثل عکس این دختر کوچکی که با بمب ناپالم سوخته.

اضافه کردن

ترجمه های "Napalm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه