ترجمه "Narwal" به فارسی
ناروال, nārwāl بهترین ترجمه های "Narwal" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Ich werde Ihnen heute Bilder von Belugawalen, Grönlandwalen und Narwalen und Eisbären und Seeleoparden zeigen, aber dieses Bild hier bedeutet mir mehr als jedes andere, das ich je gemacht habe. ↔ قصد دارم امروز به شما تصاویری از نهنگ بلوگا ، نهنک بوهد، نهنگ قطب شمال، خرس قطبی و فک پلنگی را نشان دهم، اما این عکس برای من بيشتر از هر عكس دیگری كه گرفتهام ارزش دارد.
Narwal
noun
masculine
دستور زبان
-
ناروال
Art der Gattung Monodon
-
nārwāl
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Narwal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
narwal
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"narwal" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای narwal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Narwal"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Narwal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Ich werde Ihnen heute Bilder von Belugawalen, Grönlandwalen und Narwalen und Eisbären und Seeleoparden zeigen, aber dieses Bild hier bedeutet mir mehr als jedes andere, das ich je gemacht habe.
قصد دارم امروز به شما تصاویری از نهنگ بلوگا ، نهنک بوهد، نهنگ قطب شمال، خرس قطبی و فک پلنگی را نشان دهم، اما این عکس برای من بيشتر از هر عكس دیگری كه گرفتهام ارزش دارد.
Narwale, diese majestätischen Narwale mit ihren 2,5 Meter langen Elfenbeinzähnen müssen nicht dort sein; sie könnten sich auch im offenen Meer aufhalten.
نهنگها، اين نهنگهاي عظيم با عاج دراز هشت فیتی شان، نبايد اینجا باشند; آنها می توانند در آبهای آزاد باشند.
Für Narwal, ja.
بله " ناروال " کار میکنم.