ترجمه "Nest" به فارسی

لانه, خانه, آشيانه بهترین ترجمه های "Nest" به فارسی هستند.

Nest noun neuter دستور زبان

letztes Loch (derb)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لانه

    noun

    علف لیمو

    Sie packen Pflanzensamen und bringen sie zurück zum Nest und lagern sie ein.

    دانه ها را جمع آوری کرده، به داخل لانه می آورند، و آنها را ذخیره می کنند.

  • خانه

    noun

    Dr. Wilson sagt, ich muss erst üben, das Nest zu verlassen.

    دکتر ویلسون میگه باید از خونه بیرون رفتن رو تمرین کنم

  • آشيانه

    Nichts, außer ein ausgeleiertes, altes Cembalo und ein Nest voller Hyänen.

    هيچي به جز يه پيانوي قديمي قراضه و يه آشيانه کفتار.

  • آشیانه

    noun

    um Termiten aus ihrem unterirdischen Nest zu fischen.

    و از اونها برای گرفتن موریانهها که در آشیانه زیرین قرار داشتند استفاده میکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Nest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Nest"

اضافه کردن

ترجمه های "Nest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه