ترجمه "Netz" به فارسی
شبکه, تار عنکبوت, اینترنت بهترین ترجمه های "Netz" به فارسی هستند.
Netz
noun
neuter
feminine
دستور زبان
Netz (umgangssprachlich) [..]
-
شبکه
nounWir sind diejenigen, die sich vom "Netz" abkoppeln müssen.
ما کسانی هستند که لازم است از شبکه برق خارج شویم.
-
تار عنکبوت
Zucker desinfiziert, durch die Netze gerinnt das Blut.
شکر زخم رو ضدعفونی میکنه و تار عنکبوت خون رو لخته میکنه
-
اینترنت
nounHier darf ich frei im Netz surfen, weil der Service kostenlos ist.
اینجا من حق دارم آزادانه در اینترنت باشم، زیرا این سرویس رایگان است.
-
ترجمه های کمتر
- تور
- تور (وسیله)
- تور (پارچه)
- توری
- شبکه ارتباطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Netz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Netz"
عباراتی شبیه به "Netz" با ترجمه به فارسی
-
شبکه های بیسیم ادهاک
-
شبکههای معنایی
-
شبکه عصبی
-
شبكههاي نورونی
-
شبکهٔ توری
-
شبكههاي نورونی · شبکههای عصبی
-
شبکه های همپوشان
-
شبکه عصبی مصنوعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن