ترجمه "Oberst" به فارسی

سرهنگ, کلنل بهترین ترجمه های "Oberst" به فارسی هستند.

Oberst noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    افسر ارشد نظامی

    Tom ist Oberst a. D.

    تام یک سرهنگ بازنشسته است.

  • کلنل

    Oberst, ich kann nicht mit zu Ihrem Bruder.

    کلنل من نمي تونم با شما بيام منزل برادرتون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Oberst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Oberst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه