ترجمه "Obst" به فارسی
میوه, میوهها, ميوههاي بازار بهترین ترجمه های "Obst" به فارسی هستند.
Obst
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
میوه
nounroh genießbare meist wasserhaltige Früchte oder Teile davon
Er isst ausschließlich Obst.
او منحصراً میوه میخورد.
-
میوهها
nounIch nannte ihr die Namen von Obst- und Gemüsesorten in Englisch und sie wiederholte sie.
به او نام میوهها و سبزیجات را به انگلیسی یاد دادم و او کلمات را بعد از من تکرار میکرد.
-
ميوههاي بازار
-
ميوههاي تازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Obst " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
obst
verb
-
میوهها
nounIch nannte ihr die Namen von Obst- und Gemüsesorten in Englisch und sie wiederholte sie.
به او نام میوهها و سبزیجات را به انگلیسی یاد دادم و او کلمات را بعد از من تکرار میکرد.
تصاویر با "Obst"
عباراتی شبیه به "Obst" با ترجمه به فارسی
-
میوههای منجمد
-
ميوههاي نيمهگرمسيري
-
میوههای گرمسیری
-
میوههای معتدله
-
میوههای شیرینشده
-
ميوههاي غير فصلي
-
ميوههاي نيمهگرمسيري · میوههای گرمسیری
-
ميوههاي نيمهگرمسيري · میوههای گرمسیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن