ترجمه "Olympiade" به فارسی
بازیهای المپیک, المپیاد, المپیک بهترین ترجمه های "Olympiade" به فارسی هستند.
Olympiade
noun
feminine
دستور زبان
Olympiade (umgangssprachlich)
-
بازیهای المپیک
properUnd lasst die nächste Olympiade ein paar Leben retten.
و اجازه بدهید که در بازیهای المپیک آینده جان بعضی ها نجات داده بشود.
-
المپیاد
Zeitraum von vier Jahren
-
المپیک
Zwei oder drei Olympiaden danach werden sie unschlagbar sein.
دو یا سه المپیک بعد از آن ، دیگر کسی توان رقابت با آن ها را نخواهد داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Olympiade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Olympiade"
عباراتی شبیه به "Olympiade" با ترجمه به فارسی
-
المپیاد کامپیوتر در ایران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن