ترجمه "Operation" به فارسی

عملیات, جراحی, عمل بهترین ترجمه های "Operation" به فارسی هستند.

Operation noun Noun feminine دستور زبان

Operation (Lese-/Schreibop.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیات

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Das war eine geplante Operation, die schief ging.

    یه عملیات با نقشه بوده که خوب پیش نرفته.

  • جراحی

    noun

    Eine chirurgische Prozedur.

    Es sieht ganz anders aus als das, was sie von einer Operation erwarten.

    این بسیار متفاوت از چیزی که شما از جراحی تصور می کنید ، به نظر می آید.

  • عمل

    noun

    Sie mußte sich nämlich von einer kurz zuvor durchgeführten Operation erholen.

    او از عمل جراحیی که بتازگی داشته در حال بهبود یافتن بود.

  • عملیات نظامی

    koordinierte militärische Handlungen

    Aber die keineswegs überzeugenden Siege wurden teuer erfochten, und Tiberius sah danach von weiteren Operationen in Germanien ab.

    لکن این پیروزیهای محدود برای تیبریوس گران تمام شد و از آن پس، عملیات نظامی در سرزمین ژرمنها را متوقف ساخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Operation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Operation"

عباراتی شبیه به "Operation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Operation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه