ترجمه "Operator" به فارسی
اپراتور, عملگر, عملگر بهترین ترجمه های "Operator" به فارسی هستند.
Operator
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Admin (umgangssprachlich)
-
اپراتور
Ich weiß nur, dass das Schiff einen Operator braucht.
من فقط مي دونم که اون کشتي الان به يه اپراتور احتياج داره.
-
عملگر
Vorschrift mit der aus mathematischen Objekten neue Objekte gebildet werden können
Ungültiger Operand für den Perioden-Operator
عملوندهای بد برای عملگر دوره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Operator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
operator
-
عملگر
Ungültiger Operand für den Perioden-Operator
عملوندهای بد برای عملگر دوره
عباراتی شبیه به "Operator" با ترجمه به فارسی
-
عملگر دل
-
عملیات بیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن