ترجمه "Opfer" به فارسی

قربانی ترجمه "Opfer" به فارسی است.

Opfer noun neuter دستور زبان

Würstchen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قربانی

    noun

    Darbringung von Gegenständen an eine dem Menschen übergeordnete metaphysische Macht [..]

    Die Polizei glaubte, das Opfer sei Tom, konnte die Leiche aber nicht identifizieren.

    پلیس گمان می کرد قربانی تام است، اما آنها نتوانستند جسد را شناسایی کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Opfer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

opfer verb
+ اضافه کردن

"opfer" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای opfer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Opfer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Opfer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه