ترجمه "Opportunist" به فارسی

اپورتونیست, بوقلمون, فرصت طلب بهترین ترجمه های "Opportunist" به فارسی هستند.

Opportunist noun Noun masculine دستور زبان

sein Fähnlein nach dem Winde drehen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپورتونیست

  • بوقلمون

    noun
  • فرصت طلب

    Ein Opportunist mit einer argen Drohung ist eine gefährliche Sache.

    یه فرصت طلب با یه تهدید موثق چیز خطرناکیه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Opportunist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Opportunist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه