ترجمه "Orange" به فارسی
پرتقال, نارنجی, نارنج بهترین ترجمه های "Orange" به فارسی هستند.
Orange
noun
feminine
neuter
دستور زبان
Orange (Unternehmen) [..]
-
پرتقال
nounگونهای از مرکبات [..]
Diese Orangen kosten zehn Stück einen Dollar.
هر ده تای آن پرتقالها یک دلار است.
-
نارنجی
nounDie Farbe einer reifen Apfelsine, ein rötliches Gelb.
Sie ist auf dem Bildschirm in Orange dargestellt.
همین که با رنگ نارنجی نمایش داده شده است.
-
نارنج
nounDie säuerliche Frucht des Orangenbaumes (Citrus Sinensis) ist für gewöhnlich orange gefärbt und hat eine dicke Schale und Kerne.
-
پرتقالهای شیرین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Orange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
orange
adjective
دستور زبان
orangen (umgangssprachlich)
-
نارنجی
nounVielleicht, weil du in nem orangen Lamborghini sitzt.
فکر کنم چون توی یه لامبرگینی نارنجی هستی ، نمیدونم
-
پرتقالهای شیرین
تصاویر با "Orange"
عباراتی شبیه به "Orange" با ترجمه به فارسی
-
تريستزاي مركبات
-
پرتقال کوکی
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن