ترجمه "Orgel" به فارسی
ارغنون, ارگ, ارگ بهترین ترجمه های "Orgel" به فارسی هستند.
Orgel
noun
feminine
دستور زبان
-
ارغنون
noun -
ارگ
nounTasteninstrument mit mehreren Klaviaturen
Und die Orgel setzte ein, um das Klagelied beizutragen.
و نوای ارگ کلیسا هم برای بالا بردن شور اضافه شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Orgel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
orgel
verb
-
ارگ
nounUnd die Orgel setzte ein, um das Klagelied beizutragen.
و نوای ارگ کلیسا هم برای بالا بردن شور اضافه شد.
تصاویر با "Orgel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن