ترجمه "Ort" به فارسی

جا, شهر, جايگاه بهترین ترجمه های "Ort" به فارسی هستند.

Ort noun masculine دستور زبان

Location (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جا

    noun

    Ich will dich an einen besonderen Ort mitnehmen.

    ازت ميخوام که باهام بياي و بريم يه جاي ديگه.

  • شهر

    noun

    Es mag aber auch sein, dass ich endlich erkenne, dass dieser Ort schon lange stirbt.

    يا شايد هم مدتي درازي طول کشيد تا بفهمم که خيلي وقته که اين شهر در حال مرگه.

  • جايگاه

    Position oder Gebiet im Raum

  • ترجمه های کمتر

    • محل
    • روستا
    • شهرک
    • موقعیت
    • مکان
    • وضعیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Ort"

عباراتی شبیه به "Ort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه