ترجمه "Osten" به فارسی
مشرق, خاور, شرق بهترین ترجمه های "Osten" به فارسی هستند.
der USA [..]
-
مشرق
nounEiner der vier Hauptpunkte auf einem Kompass, 90°, im Allgemeinen auf der rechten Seite von Landkarten zu finden. Die Himmelsrichtug der aufgehenden Sonne.
Die Männer kommen aus dem Osten und beobachten immer die Sterne.
این مردان از مشرق هستند، و ستارگان را مطالعه میکنند.
-
خاور
nounHaupthimmelsrichtung [..]
Das war wahrscheinlich zuerst im Nahen Osten so, wo Neanderthaler lebten.
فرض بر این است که جایی در خاور میانه جایی که نئادرتال ها زندگی می کردند.
-
شرق
noun properEiner der vier Hauptpunkte auf einem Kompass, 90°, im Allgemeinen auf der rechten Seite von Landkarten zu finden. Die Himmelsrichtug der aufgehenden Sonne.
Der Geburtsort meiner Mutter befindet sich im Osten des Landes.
جایی که مادرم به دنیا آمده است در شرق کشور قرار دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Osten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"osten" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای osten در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Osten" با ترجمه به فارسی
-
خاور دور
-
خاور نزديك · خاور نزدیک
-
خاور دور
-
خاور نزديك · خاورمیانه
-
خاورمیانه
-
خاور نزديك · خاور نزدیک · خاورمیانه