ترجمه "Papier" به فارسی

کاغذ, كاغذ, دستمال بهترین ترجمه های "Papier" به فارسی هستند.

Papier noun neuter دستور زبان

Wertschrift (schweiz.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاغذ

    noun

    Werkstoff aus Fasern zum Beschreiben, Bedrucken, Verpacken

    Ich brauche eine Schere, um dieses Papier zu zerschneiden.

    برای بریدن این کاغذ به یک قیچی دو پاره ای احتیاج دارم.

  • كاغذ

    Auf diesem Papier steht was über mich und das möcht ich lesen.

    اونجا يه چيزي راجب من رو كاغذ نوشته ، و ميخوام ببينمش.

  • دستمال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • كاغذ بستهبندي
    • كاغذ ساختمان
    • کاغذ کاهی
    • کاغذی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Papier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

papier
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاغذ

    noun

    Ich brauche eine Schere, um dieses Papier zu zerschneiden.

    برای بریدن این کاغذ به یک قیچی دو پاره ای احتیاج دارم.

تصاویر با "Papier"

عباراتی شبیه به "Papier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Papier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه