ترجمه "Parade" به فارسی
رژه, جلوه, نمایش بهترین ترجمه های "Parade" به فارسی هستند.
Parade
noun
feminine
دستور زبان
Truppenschau (mil.)
-
رژه
nounProzession von Menschen
Du hast die Parade versäumt, weil du einen Familiennotfall hattest.
تو رژه نبودي ، چون يه وضعيتِ ضروري ـه خانوادگي داشتي.
-
جلوه
noun -
نمایش
nounUnd das wird die Parade halbieren.
و اینطوری نمایش کوتاه تر میشه
-
پاراد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Parade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن