ترجمه "Parasit" به فارسی

انگل, انگلها, angal بهترین ترجمه های "Parasit" به فارسی هستند.

Parasit noun masculine دستور زبان

Parasit (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگل

    noun

    Aber vielleicht ist das nur ein Parasit, der aus mir spricht.

    اما شاید، این فقط حرف زدن یه انگل باشه.

  • انگلها

    Parasiten halten uns an, der Anziehung einfacher Geschichten zu widerstehen.

    انگلها ما رو به مقاومت کردن در برابر شیفتگی داستانهای بدیهی دعوت می کنند.

  • angal

  • ترجمه های کمتر

    • برونانگلها
    • درونانگلها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Parasit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

parasit
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگلها

    Parasiten halten uns an, der Anziehung einfacher Geschichten zu widerstehen.

    انگلها ما رو به مقاومت کردن در برابر شیفتگی داستانهای بدیهی دعوت می کنند.

تصاویر با "Parasit"

عباراتی شبیه به "Parasit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Parasit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه