ترجمه "Parken" به فارسی

پارکینگ, پارک, پارک کردن بهترین ترجمه های "Parken" به فارسی هستند.

Parken

Parken (Stadion)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارکینگ

    noun

    Vorgang, ein betriebsfähiges und zugelassenes Fahrzeug für unbestimmte Zeit abzustellen

    Auf Behindertenparkplätzen darf man nur mit einem amtlichen Behindertenausweis parken.

    فقط کسانی که جواز قانونی معلولین را دارند، میتوانند از پارکینگ معلولین استفاده کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Parken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

parken verb دستور زبان

stehenbleiben (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارک

    noun

    Tom stieg vor der Bibliothek aus und wartete, während Maria hinfuhr, um den Wagen zu parken.

    تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند.

  • پارک کردن

    Es ist nicht erlaubt, hier zu parken.

    اینجا پارک کردن ممنوع است.

عباراتی شبیه به "Parken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Parken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه