ترجمه "Party" به فارسی

مهمانی, پارتی بهترین ترجمه های "Party" به فارسی هستند.

Party noun Noun feminine دستور زبان

Festivität (scherzhaft)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمانی

    noun

    Betty war das erste Mädchen, das zur Party kam.

    بتی اولین دختری بود که وارد مهمانی شد.

  • پارتی

    adjective noun

    Allerdings nur, wenn man noch nie von einer Party gehört oder auf einer gewesen ist.

    این در صورتیه که قبلا پارتی نرفته باشی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Party " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Party"

عباراتی شبیه به "Party" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Party" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه