ترجمه "Party" به فارسی
مهمانی, پارتی بهترین ترجمه های "Party" به فارسی هستند.
Party
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Festivität (scherzhaft)
-
مهمانی
nounBetty war das erste Mädchen, das zur Party kam.
بتی اولین دختری بود که وارد مهمانی شد.
-
پارتی
adjective nounAllerdings nur, wenn man noch nie von einer Party gehört oder auf einer gewesen ist.
این در صورتیه که قبلا پارتی نرفته باشی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Party " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Party"
عباراتی شبیه به "Party" با ترجمه به فارسی
-
مهمانی چای بوستون
-
حزب ملی بریتانیا
-
حزب خلق هند
-
حزب کمونیست هند
-
حزب محافظهکار
-
حزب کارگر
-
حزب کارگر
-
حزب آزادی سری لانکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن