ترجمه "Periode" به فارسی

حیض, دشتان, دوره بهترین ترجمه های "Periode" به فارسی هستند.

Periode noun feminine دستور زبان

Tage (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حیض

  • دشتان

  • دوره

    bezeichnet in der Erdgeschichte eine Zeiteinheit der Geochronologie; kürzer als eine Ära und länger als eine Epoche

    Die japanische Wirtschaft erlebte in dieser Periode einen beispiellosen Aufschwung.

    در این دوره اقتصاد ژاپن در یک صعود بی سابقه بود.

  • ترجمه های کمتر

    • عادت ماهانه
    • قاعدگی
    • پریود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Periode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

periode
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پریود

    Ich hab seit zwei Monaten keine Periode mehr.

    دو دفعه پشت هم پریود نشدم.

عباراتی شبیه به "Periode" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Periode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه