ترجمه "Pflug" به فارسی
خیشها, گاوآهن, خیش بهترین ترجمه های "Pflug" به فارسی هستند.
Pflug
noun
masculine
دستور زبان
Landwirtschaftliches Gerät, das durch die Erde gezogen wird, um Furchen für Pflanzen zu öffnen.
-
خیشها
-
گاوآهن
Bodenbearbeitungsgerät [..]
Dann, die schlechteste Erfindung der Frauen war der Pflug.
اما بعد بدترین اختراع زن ها - گاوآهن - از راه رسید.
-
خیش
Er wird sie zunächst vom Pflug abspannen und sie dann vor den Wagen schirren.
او ابتدا خیش را کنار میگذارد و بعد گاری را میبندد.
-
ترجمه های کمتر
- خیشهای واگرد روي ديرك
- گاوآهنها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pflug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pflug
-
خیشها
-
گاوآهن
Dann, die schlechteste Erfindung der Frauen war der Pflug.
اما بعد بدترین اختراع زن ها - گاوآهن - از راه رسید.
تصاویر با "Pflug"
عباراتی شبیه به "Pflug" با ترجمه به فارسی
-
شخم زدن
-
شخمزنی
-
خیشهای واگرد روي ديرك
-
خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
-
شخمزنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن