ترجمه "Pfosten" به فارسی
tir, دیرکها, ستون بهترین ترجمه های "Pfosten" به فارسی هستند.
Pfosten
noun
masculine
دستور زبان
-
tir
-
دیرکها
-
ستون
nounSetzte sich an den See, starrte auf das Wasser bei den Pfosten, die am Ufer stehen.
بعد کنار درياچه نشست و به ستون هاي پل که سايه شون تو آب بود خيره شد
-
ستونها
noun„An jedem Pfosten und an jedem Eingang waren weiße Schilder, auf denen in schwarzen Großbuchstaben ADV stand.
بر روی درها و ستونها، کارتهای سفیدی بود که روی آنبا فونت سیاه و بزرگ نوشته شده بود، ADV.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pfosten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pfosten
-
ستونها (چوب)
تصاویر با "Pfosten"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن