ترجمه "Photo" به فارسی

عکاسی, عکس بهترین ترجمه های "Photo" به فارسی هستند.

Photo noun Noun neuter دستور زبان

Vergrößerung (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عکاسی

    noun
  • عکس

    noun

    Dieses Photo wurde gemacht, als wir tief in diesem Tal hier drüben steckten.

    عکس زمانی ساخته شده که ما در آن نقطۀ عمیق در دره بودیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Photo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Photo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه