ترجمه "Pianist" به فارسی
نوازنده پيانو, نوازنده پیانو, پیانیست بهترین ترجمه های "Pianist" به فارسی هستند.
Pianist
noun
masculine
دستور زبان
Tastenlöwe (umgangssprachlich) [..]
-
نوازنده پيانو
-
نوازنده پیانو
موسیقیدانی که پیانو مینوازد
-
پیانیست
Ich will mit dem berühmten Pianisten vor seinem Konzert sprechen.
من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pianist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Pianist"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن