ترجمه "Pinsel" به فارسی
قلممو, برس, دست بهترین ترجمه های "Pinsel" به فارسی هستند.
Pinsel
noun
Noun
masculine
دستور زبان
zum Malen von Bildern
-
قلممو
Werkzeug zum Auftragen von Flüssigkeiten
Oder was wäre, wenn ich nicht mit einem Pinsel malte,
يا چطور میشد اگر، بجاى نقاشى كردن با قلممو،
-
برس
noun -
دست
nounUnd wir sind diejenigen die den Pinsel halten.
و ما جزو کسانی هستیم که قلم مو رو در دست گرفتند.
-
ترجمه های کمتر
- شت
- فرچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pinsel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Pinsel"
عباراتی شبیه به "Pinsel" با ترجمه به فارسی
-
رنگ چکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن