ترجمه "Pipeline" به فارسی
خط لوله, خط لوله (رایانه), خطوط لوله بهترین ترجمه های "Pipeline" به فارسی هستند.
Pipeline
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
خط لوله
nounWir können die Backups kriegen, ohne die Pipeline hochzujagen.
مي دونم چطوري بدونِ منفجر كردنِ خط لوله گاز بك.آپ ها رو از بين ببرم.
-
خط لوله (رایانه)
Begriff der Mikroprozessortechnik
-
خطوط لوله
Meine Leser interessiert, warum Zorin Meerwasser in die Pipeline pumpt anstatt Öl herauszupumpen.
كه چرا زورين داره آب دريا رو به خطوط لوله اش پمپ ميكنه به جاي نفت ؟
-
ترجمه های کمتر
- لولهها
- لولهگذاري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pipeline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pipeline
-
خطوط لوله (زهکشی)
تصاویر با "Pipeline"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن