ترجمه "Plasma" به فارسی

پلاسما, پلاسما بهترین ترجمه های "Plasma" به فارسی هستند.

Plasma noun neuter دستور زبان

Klare, gebliche Flüssigkeit, die eine Komponente des Blutes bildet und in der die anderen Blutzellen schwimmen. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    noun

    Gas, dessen Bestandteile teilweise oder vollständig als Ionen und Elektronen vorliegen

    Ich benutzte sie, um etwas wie Plasma zu erzeugen.

    ازشون استفاده ميكنم تا يه چيزي به اسم پلاسما توليد كنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Plasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

plasma
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    Ich benutzte sie, um etwas wie Plasma zu erzeugen.

    ازشون استفاده ميكنم تا يه چيزي به اسم پلاسما توليد كنم

عباراتی شبیه به "Plasma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Plasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه