ترجمه "Plasmodium" به فارسی

پلاسمودیوم ترجمه "Plasmodium" به فارسی است.

Plasmodium
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسمودیوم

    Deshalb dachten wir: "Nun, wir haben alles mögliche getan, dass sich auf das Plasmodium, den Parasiten, konzentriert hat.

    بنابراین ما فکر کردیم، «خب، ما همه چیزهایی را که بر پلاسمودیوم انگلی شامل شده است، انجام دادهایم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Plasmodium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Plasmodium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Plasmodium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه