ترجمه "Platz" به فارسی
میدان, جا, محل بهترین ترجمه های "Platz" به فارسی هستند.
Platz
noun
masculine
دستور زبان
Rayon (österr.) (schweiz.) [..]
-
میدان
nounfreie Fläche im urbanen Raum
Sie kamen jeden Tag und bedeckten den Platz mit Millionen von Blumen.
آنها هر روز می آمدند و میدان را با میلیونها شاخه گل پوشانده بودند.
-
جا
nounDann gibt es nicht mehr drei, sondern nur noch einen Platz.
که اين يعني سه تا جا تبديل شده به يک جا.
-
محل
nounDa hast du dir einen großartigen Platz als Deckung ausgesucht.
محل خوبي رو براي پناه گرفتن انتخاب کردي.
-
ترجمه های کمتر
- جايگاه
- فضا
- جای
- مکان
- موقعیت
- وضعیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Platz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
platz
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"platz" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای platz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Platz"
عباراتی شبیه به "Platz" با ترجمه به فارسی
-
بفرمایید · بفرمایید بنشینید
-
میدان تیانآنمن
-
میدان سرخ
-
كلمه
-
میدان سرخ
-
بفرمایید · بفرمایید بنشینید
-
نشستن
-
میدان سرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن