ترجمه "Polizei" به فارسی

پلیس, پليس بهترین ترجمه های "Polizei" به فارسی هستند.

Polizei noun feminine دستور زبان

weiße Mäuse (50er Jahre) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیس

    noun

    Ich hätte es der Polizei melden sollen, aber ich tat es nicht.

    باید به پلیس اطلاع می دادم ولی اینکار رو نکردم.

  • پليس

    Er weiß, dass du mit der Polizei geredet hast.

    خبر دار شده که با پليس صحبت کردي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Polizei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Polizei"

اضافه کردن

ترجمه های "Polizei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه