ترجمه "Popo" به فارسی

نشيمنگاه, کون بهترین ترجمه های "Popo" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Erst wird mein Popo König von England, bevor Sie es werden. ↔ عقبه من قبل از تو پادشاه انگليس مي شه

Popo noun Noun masculine دستور زبان

vier Buchstaben (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشيمنگاه

  • کون

    noun verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Popo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Popo"

اضافه کردن

ترجمه های "Popo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Erst wird mein Popo König von England, bevor Sie es werden.
عقبه من قبل از تو پادشاه انگليس مي شه
Meine Popo ist alleine und meine Mutter will immer, dass ich mich um sie kümmere.
مامان بزرگم نمي تونه به خودش برسه و مادرم مي خواد من بهش رسيدگي کنم
Ich will deinen Popo küssen.
... بچه ي گوگولي من
Ja, wir hätten Maisstärke für seinen Popo.
آره ، برا کونش ذرت هم داريم
Ich will deinen Popo küssen!
ميخوام شکمت رو ببوسم