ترجمه "Präsident" به فارسی

رئیس جمهور, رئیسجمهور, رئيس بهترین ترجمه های "Präsident" به فارسی هستند.

Präsident noun masculine دستور زبان

Präsident (Israel) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیس جمهور

    noun

    Viele sind zu jung, um als Präsident zu kandidieren.

    خیلی از اونها هنوز برای انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور خیلی جوان هستند.

  • رئیسجمهور

    noun

    Oberhaupt eines Staates, eines Unternehmens oder einer Organisation

    und wenn endlich ein neuer, rechtmäßiger Präsident gewählt wird.

    و وقتی که نهایتاً یک رئیسجمهور قانونی و منتخب جدید در آنجا داشته باشیم.

  • رئيس

    Ich wurde instruiert, lhren Präsidenten genau darum zu bitten.

    به من دستور داده شده که دقيقا همينو از رئيس جمهورتون درخواست کنم

  • پرزیدنت

    Als ich neun war, kam Präsident Mandela auf einen Aufenthalt zu meiner Familie.

    هنگامی که ۹ ساله بودم، پرزیدنت ماندلا آمد تا در خانه ما با خانوادهام اقامت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Präsident " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

präsident
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیسجمهور

    noun

    und wenn endlich ein neuer, rechtmäßiger Präsident gewählt wird.

    و وقتی که نهایتاً یک رئیسجمهور قانونی و منتخب جدید در آنجا داشته باشیم.

عباراتی شبیه به "Präsident" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Präsident" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه