ترجمه "Probe" به فارسی
آزمایش, اشانتیون, نمونه بهترین ترجمه های "Probe" به فارسی هستند.
Probe
noun
feminine
دستور زبان
wissenschaftlicher [..]
-
آزمایش
nounWie ging die zehntägige Probe aus, und warum?
نتیجهٔ آزمایش دهروزه چه بود، و چرا اوضاع بدان شکل شد؟
-
اشانتیون
-
نمونه
nounHier ist sie schon an der dritten Probe.
اینجا می بینیم که به نمونه سوم رسیده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Probe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
probe
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"probe" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای probe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Probe"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن