ترجمه "Produktionsmittel" به فارسی

ورودیهای مزرعه, ابزار تولید, وروديها بهترین ترجمه های "Produktionsmittel" به فارسی هستند.

Produktionsmittel noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورودیهای مزرعه

  • ابزار تولید

  • وروديها

  • وروديهاي كشاورزي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Produktionsmittel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

produktionsmittel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورودیهای مزرعه

اضافه کردن

ترجمه های "Produktionsmittel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه