ترجمه "Profil" به فارسی

نمایه, آج, ایز بهترین ترجمه های "Profil" به فارسی هستند.

Profil noun neuter دستور زبان

Profil (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایه

    noun

    und arbeitete daran, bis die Profile gestimmt haben.

    و ردش کردم رفت تا بالاخره، میدونید، به نمایه درست رسیدم.

  • آج

  • ایز

  • ترجمه های کمتر

    • رد پا
    • شناسينه
    • ماهیواره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Profil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Profil"

اضافه کردن

ترجمه های "Profil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه