ترجمه "Prophet" به فارسی

پیامبر, پیغامبر, نبی بهترین ترجمه های "Prophet" به فارسی هستند.

Prophet noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیامبر

    noun

    Person, die beansprucht für göttliche Wesen zu sprechen

    Jeremia denkt, er wäre noch zu jung, um ein Prophet zu sein.

    هر چند اِرمیا فکر میکند که برای پیامبر شدن بسیار جوان است.

  • پیغامبر

    noun
  • نبی

    noun

    Das muß den betagten Propheten ungemein erfreut haben.

    این وقایع به طور حتم دل نبی سالخورده را مسرور ساختند.

  • ترجمه های کمتر

    • رسول
    • وخشور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prophet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Prophet"

اضافه کردن

ترجمه های "Prophet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه