ترجمه "Prostituierte" به فارسی

جنده, روسپی, فاحشه بهترین ترجمه های "Prostituierte" به فارسی هستند.

Prostituierte noun feminine دستور زبان

leichtes Mädchen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنده

    noun
  • روسپی

    noun

    Interessant ist auch der Fall Rahabs, einer Prostituierten, die in Jericho lebte.

    به آنچه بر راحاب، زنی روسپی در شهر اَریحا گذشت بیندیشید.

  • فاحشه

    noun

    Er machte es verbindlich, dass Prostituierte den Schleier tragen mussten.

    او فاحشه ها را مجبور کرد چادر بپوشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prostituierte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

prostituierte verb
+ اضافه کردن

"prostituierte" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای prostituierte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Prostituierte"

اضافه کردن

ترجمه های "Prostituierte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه