ترجمه "Protein" به فارسی

پروتئین, پروتئینها, پروتئينهاي ساختگي بهترین ترجمه های "Protein" به فارسی هستند.

Protein noun neuter دستور زبان

Polypeptid (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتئین

    noun

    Bestandteil von Lebewesen

    Die meisten Leute glaubten, dass es die Proteine waren.

    بیشتر افراد فکر می کردند که پروتئین ها این نقش را داشته باشند.

  • پروتئینها

    Und jedes dieser Proteine verhält sich genau wie die Solarzelle, über die ich gesprochen habe.

    و هر کدام از این پروتئینها درست مثل سلولهای خورشیدی که قبلا در موردش صحبت کردم عمل میکنند.

  • پروتئينهاي ساختگي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Protein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

protein
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتئین

    Die meisten Leute glaubten, dass es die Proteine waren.

    بیشتر افراد فکر می کردند که پروتئین ها این نقش را داشته باشند.

  • پروتئینها

    Und jedes dieser Proteine verhält sich genau wie die Solarzelle, über die ich gesprochen habe.

    و هر کدام از این پروتئینها درست مثل سلولهای خورشیدی که قبلا در موردش صحبت کردم عمل میکنند.

عباراتی شبیه به "Protein" با ترجمه به فارسی

  • پروتئین گیاهی
  • پروتئینهای نوترکیب
  • پروتئين سبزي
  • اس.سي.پي · پروتئين باكتريايي · پروتئين قارچي · پروتئينهاي باكتريايي · پروتئينهاي تكسلولي · پروتئينهاي ميكروبي · پروتئينهاي ويروسي · پروتئينهاي پوششي · پروتئین تکسلولی · پروتئینهای میکروبی
  • پروتئينهاي عفوني · پروتئينهاي پريون · پریونها
  • پروتئين دانهروغني · پروتئين سبزي · پروتئین گیاهی
  • پروتئينهاي ويروسي
  • پروتئینهای میکروبی
اضافه کردن

ترجمه های "Protein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه