ترجمه "Protokoll" به فارسی
پروتکل, صورت جلسه, واقعه نگار بهترین ترجمه های "Protokoll" به فارسی هستند.
Protokoll
noun
Noun
neuter
دستور زبان
(z.B. höfisches) Zeremoniell [..]
-
پروتکل
Sir, das Protokoll schreibt immer vor, auf das Bombenteam zu warten.
قربان پروتکل هنوز برقراره ، منتظر تیم خنثی کننده ی بمب هستیم
-
صورت جلسه
noun -
واقعه نگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Protokoll " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Protokoll" با ترجمه به فارسی
-
پروتکل نقطه به نقطه
-
پروتکل کنترل مخابره
-
پیمان کیوتو
-
پروتوکل انتقال اخبار شبکه
-
پروتکل انتقال ابرمتن · پروتکل انتقال فوق متن
-
پروتکل نقطه به نقطه روی اترنت
-
پروتکل درون تونل دو لایه ای
-
پروتکل دستیابی دایرکتوری Lightweight
اضافه کردن مثال
اضافه کردن