ترجمه "Protokoll" به فارسی

پروتکل, صورت جلسه, واقعه نگار بهترین ترجمه های "Protokoll" به فارسی هستند.

Protokoll noun Noun neuter دستور زبان

(z.B. höfisches) Zeremoniell [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتکل

    Sir, das Protokoll schreibt immer vor, auf das Bombenteam zu warten.

    قربان پروتکل هنوز برقراره ، منتظر تیم خنثی کننده ی بمب هستیم

  • صورت جلسه

    noun
  • واقعه نگار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Protokoll " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Protokoll" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Protokoll" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه