ترجمه "Provinz" به فارسی

استان, ولایت بهترین ترجمه های "Provinz" به فارسی هستند.

Provinz noun feminine دستور زبان

Provinz (Kanada) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استان

    noun

    استان یکی از تقسیمات کشوری

    Einige ließen sich in Pella in der Provinz Peräa nieder.

    برخی از آنان در پِلا واقع در استان پیریا ساکن شدند.

  • ولایت

    noun

    „Die Polizisten haben mich verprügelt”, erzählte er in einem Interview im Flüchtlingslager Ansar in der afghanischen Provinz Herat:

    او در مصاحبه ای از اردوگاه پناهندگان انصار در ولایت هرات، گفت که «پلیس مرا کتک زد»، و چنین ادامه داد:

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Provinz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Provinz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Provinz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه