ترجمه "Prozess" به فارسی

فرآیند, پروسه, آزمودن بهترین ترجمه های "Prozess" به فارسی هستند.

Prozess noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Vorgang einer algorithmisch ablaufenden Informationsverarbeitung

    Wie ich sagte, es ist ein sehr schwieriger Prozess sich das vorzustellen.

    همونطور که گفتم تصور کردن این، یک فرآیند بسیار سخته.

  • پروسه

    noun

    Ich möchte Ihnen einen Einblick in diesen ausgedehnten Prozess geben.

    من میخوام بخشی از اون پروسه وسیع و طولانی رو بهتون نشون بدم.

  • آزمودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • روند
    • فرایند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prozess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Prozess" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Prozess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه