ترجمه "Puffer" به فارسی

بافر, حافظه میانگیر, حافظه میانی بهترین ترجمه های "Puffer" به فارسی هستند.

Puffer noun masculine دستور زبان

Raum zum Atmen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بافر

  • حافظه میانگیر

    Speicher für die Zwischenlagerung von Daten

  • حافظه میانی

  • محلول بافر

    Stoffgemisch, dessen pH-Wert sich bei Zugabe einer Säure oder einer Base weniger stark ändert

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Puffer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

puffer
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میانگیر

    Die Größe der Nachricht überschreitet die Größe des internen Puffers

    اندازۀ پیام از اندازۀ میان‌گیر درونی فراتر رفته است

عباراتی شبیه به "Puffer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Puffer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه