ترجمه "Rahmen" به فارسی
قاب, مرز, موقعيت بهترین ترجمه های "Rahmen" به فارسی هستند.
Rahmen
noun
masculine
دستور زبان
Spannweite (umgangssprachlich) [..]
-
قاب
nounRahmen verschoben und auf Vollbild vergrößert werden kann.
که از قاب بیرون بزند و همهی صفحه نمایش را بگیرد.
-
مرز
noun -
موقعيت
noun
-
ترجمه های کمتر
- آرماتور
- چارچوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rahmen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
rahmen
Verb
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"rahmen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای rahmen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Rahmen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن