ترجمه "Rede" به فارسی
سخنرانی, صحبت, سخن بهترین ترجمه های "Rede" به فارسی هستند.
Rede
noun
feminine
دستور زبان
-
سخنرانی
nounIch bin es nicht gewohnt, Reden in der Öffentlichkeit zu halten.
من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم.
-
صحبت
nounRede einfach, rede langsam und sag nicht zu viel.
ساده صحبت کن، آهسته صحبت کن و زیاد قول نده.
-
سخن
nounReden und handeln wir niemals auf eine Weise, daß ‘ein glimmender Docht ausgelöscht’ würde.
امید است که هرگز سخن و عملمان به نحوی نباشد که ‹فتیلهٔ نیمسوختهای را خاموش کنیم.›
-
ترجمه های کمتر
- سخنران
- کلام
- گفتار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rede " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
rede
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"rede" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای rede در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Rede"
عباراتی شبیه به "Rede" با ترجمه به فارسی
-
سخنران
-
حرف زدن · سخن گفتن · صحبت · صحبت کردن
-
اگر حرف از نقره است، خاموشی از طلاست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن